ابو الفضل مير محمدى زرندى

152

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

قضيه به گوش عثمان رسيد پس عثمان خطبه‌اى خواند و اظهار كرد شماها در نزد من و نزديك من اختلاف مىكنيد پس آنان كه در جاهاى دورند ، حتما اختلاف شديدترى دارند « 1 » . و پس از گذشت زمانى ، حذيفه « 2 » به نزد عثمان آمد و از او خواست كه امت را دريابد قبل از آنكه در قرآن شريف اختلافى كنند بمانند اختلاف يهود و نصارى در كتابهاى خود « 3 » . و اما تفصيل قضيه را بخارى ، چنين مىنويسد : مرا خبر داد موسى از ابراهيم و او از ابن شهاب و او از انس بن مالك كه مىگفت : حذيفه بر عثمان وارد شد و در اين موقع اهل شام با اهل عراق در فتح ارمينيه و آذربايجان شركت داشتند پس حذيفه به عثمان گفت : اى امير المؤمنين ! امت را درياب تا مانند يهود و نصارى در كتاب خدا اختلاف نكنند . عثمان اجابت كرد و نزد حفصه فرستاد تا نوشته‌هاى قرآن را به او بدهد و پس از استنساخ ، از روى آن نسخه ، اصل را به او برگرداند . حفصه مصحف را فرستاد و عثمان دستور داد تا زيد بن ثابت و عبد اللّه بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام از روى آن ، قرآنهايى بنويسند تا اينكه مىگويد : قرآنها نوشته شد و عثمان نسخهء اصل را به حفصه برگردانيد و قرآنهايى را كه نوشته شده بود به هر منطقه و استانى فرستاد و امر كرد تا غير آنها را هر چه هست بسوزانند « 4 » . و ابن حجر در شرح اين حديث مىنويسد : در روايت عمارة بن غزيه آمده : وقتى كه حذيفه از جنگ برگشت قبل از آنكه به خانه‌اش برود نزد عثمان رفت و اظهار كرد : مردم را درياب ، عثمان پرسيد چه شده ؟ گفت : در جنگ و فتح ارمينيه بودم و ديدم اهل شام با قرائت ابى بن كعب قرائت مىكنند با كيفيتى كه اهل عراق از آن اطلاع ندارند و اهل عراق نيز با قرائت عبد اللّه بن مسعود تلاوت مىكنند به كيفيتى كه اهل شام از آن اطلاع ندارند پس همديگر را تكفير مىكنند « 5 » .

--> ( 1 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 249 . ( 2 ) حذيفة بن اليمان ( رحمة اللّه عليه ) از انصار رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) و يكى از اركان ياران على ( عليه السلام ) محسوب است . جامع الروات ، اردبيلى . ج 1 ، ص 182 . ( 3 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 99 . ( 4 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 253 . ( 5 ) فتح البارى ، ج 9 ، ص 14 و 15 .